لسان الملك سپهر

1224

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

كرد و قباى زرتار را به مخرمة بن نوفل بخشيد و اسب و درازگوش را به ابو اسيد السّاعدى سپرد ، تا نيك بدارد و مكتوب فروه را بدين گونه پاسخ كرد : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از محمّد رسول اللّه نوشته مىشود به فروة بن عمرو . اما بعد به تحقيق كه فرستادهء تو به ما رسيد و آنچه ارسال نموده بودى ، به ما رسانيد و از اسلام تو ما را اعلام داد . به درستى كه خداى تعالى تو را راه راست نموده ، اگر نيكوئى كنى و اطاعت خدا و رسول را به جاى آرى و اقامت نماز كنى و زكات مال بدهى . آنگاه بلال را فرمود : دوازده ( 12 ) اوقيه « 1 » و نشى « 2 » كه عبارت از پانصد ( 500 ) درهم باشد به مسعود بن سعد داد . گويند : چون خبر اسلام فروه به ملك روم رسيد او را حاضر كرد و گفت : از دين محمّد كناره باش . گفت : اين نكنم ، چه يقين دارم او پيغمبر خداست و تو نيز مىدانى او پيغمبر خداست و عيسى بن مريم به مقدم او خبر داده ؛ لكن ضنّت « 3 » مىكنى به ملك خويش . ملك روم حكم داد تا او را بازداشتند و پس از روزى چند او را از حبس خانه بر آورد و بكشت و مصلوب داشت . و جماعتى ارسال مكتوب رسول خداى را به فروه و جبله در سال هشتم هجرى دانند . تزويج پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله امّ حبيبه را و در اين سال هفتم هجرى رسول خداى با امّ حبيبه دختر ابو سفيان بن حرب زفاف كرد . همانا ام حبيبه نخست زوجهء عبد اللّه بن جحش بود و به اتفاق شوهر مسلمانى گرفت و نام او رمله است . چون در سراى عبد اللّه دخترى آورد و حبيبه ناميد مكنى گشت به امّ حبيبه و به اتفاق شوهر از مكه به جانب حبشه هجرت نمود . در حبشه شوهرش مرتد شد و در دين ترسايان بمرد و امّ حبيبه در اسلام خويش ثابت بود ، شبى در خواب ديد كه شخصى با او خطاب مىكند كه : يا امّ المؤمنين .

--> ( 1 ) . اوقيه : مقدار يك دوازدهم رطل است كه چهل درهم باشد . ( 2 ) . نش : نيمى از هر چيز را گويند . ( 3 ) . صنت : بخل